no-img
مبانی نظری,پرسشنامه,پروتکل های روانشناسی,پروپوزال| پژوهشی

مبانی نظری نشاط ذهنی | مبانی نظری,پرسشنامه,پروتکل های روانشناسی,پروپوزال| پژوهشی


مبانی نظری,پرسشنامه,پروتکل های روانشناسی,پروپوزال| پژوهشی
اطلاعیه های سایت

گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

مبانی نظری نشاط ذهنی
pro
آذر ۲۶, ۱۳۹۶
۱۵,۰۰۰ تومان
3 فروش
۱۵,۰۰۰ تومان – خرید

مبانی نظری نشاط ذهنی


مبانی نظری نشاط ذهنی

 

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد ( مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

تعداد صفحات: ۷۹ صفحه

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری

 

 

مبانی نظری نشاط ذهنی

 

      علاوه بر هوش هیجانی از دیگر سازه های روانشناختی که می تواند بر خودکارآمدی تاثیر بگذارد       نشاط ذهنی۳ است، نشاط یک مفهوم جدید در روانشناسی است که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تعریف مفهوم نشاط علیرغم آن که ساده به نظر می رسد، دشوار است. با وجود این بسیاری از روانشناسان بر این عقیده اند که نشاط یک هیجان مثبت است که حاوی سه عنصر اساسی لذت، خرسندی و رضایت از زندگی است )فرهادی، جوادی، غلامی و فرهادی،۱۳۸۴(. علاوه براین سه عنصر، اخیراً نیز عنصر چهارمی به هیجان نشاط افزوده اند و آن عنصر فقدان اضطراب و افسردگی است )شجاعی، ابراهیمی، پارسا و نیکبخت،۱۳۹۱(.

آرگیل )۲۰۰۱( معتقد است نشاط دارای دو بعد عاطفی و شناختی است. منظور از بعد هیجانی، داشتن  احساس شادی، شعف، خشنودی و سایر هیجانات مثبت است و منظور از بعد شناختی نیز دلالت بر ارزشیابی رضایت آمیز مولفه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی است. در حالی که بجارنسکو۴ )۲۰۰۸( معتقد است شادی فقط آگاهی داشتن به این که اتفاقات خوبی در زندگی شما می افتد نیست، بلکه آگاهی به این مساله است که خود شما بوجود آورنده این اتفاقات هستید. 

اما نشاط ذهنی یکی از مولفه های موثر در بهزیستی ذهنی می باشد. بوستیک)۲۰۰۳( نشاط ذهنی را تجارب درونی سرشار از انرژی می داند. در واقع داشتن انرژی ذهنی و بدنی لازم برای تجربه کردن حس شوق، سر زندگی و انرژی می باشد )ریان و دسی، ۲۰۰۸(. نشاط ذهنی حکایت از داشتن وضعیتی مثبت دارد و از احساساتی چون آزادی، استقلال ،احساس خودکنترلی و انگیزش درونی نشات می گیرد که فرد با انجام دادن اعمالی که منجر به احساس استقلال، خودکنترلی و انگیزش درونی می شود این وضعیت را افزایش می یابد و اگر در انجام اعمال، احساس تحت کنترل دیگران بودن را تجربه نماید، نشاط ذهنی کاهش می یابد )نیکس، رایان، منلی و دسی ،  1999، به نقل از شیخ الاسلامی و دفترچی ،۱۳۹۰(.

شادکامی و مفهوم آن

    در یکی دو دهه اخیر رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه روانشناسان بسیاری قرار گرفته است (سلیگمن و سکزنتمی هالای (۲۰۰۱). یکی از مباحثی که در سال های اخیر در رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه قرار گرفته است، مبحث شادی  است.

واژه شادی مفهومی روانشناختی است که دارای تعاریف و ابعاد مختلفی می باشد. در واژه نامه ها، شادی با واژه هایی هم چون خوشحالی، شادکامی، خوشی و نشاط هم معنا دانسته شده است (معین،۱۳۷۱). در سطح عموم مردم شادی، بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان افسردگی و دیگر عواطف منفی است. در مباحث روانشناختی شادی به عنوان یکی از  هیجانات مثبت طبقه بندی شده است که انسان ها در فعالیت های روزمره خود آن را تجربه می کنند.

در تبیین شادکامی ، دو مکتب اصلی تفکر وجود دارد : لذت گرایی یک نظریه روان شناختی است که طبق آن ، ارگانیزم به منظور جستجوی لذت و دوری از درد انگیخته می شود(فرانکن،۱۹۹۸). لذت گرایی به طور کلی شامل احساساتی است که نتیجه ای از درون شد به نظام های حسی پنج گانه است. به این ترتیب، شادکامی طبق اصل لذت گرایی، بیشینه کردن اثرهای مثبت نظام های حسی متفاوت است . اما شادکامی یک مفهوم بسیار پیچیده است .تئوری های شناختی، دیدگاهی دیگر ارائه کرده اند: لازاروس ، نظریه پرداز شناختی هیجان، شادکامی را به عنوان هیجانی تعریف کرده است که نتیج های است از به وجود آوردن پردازشی قابل استدلال در جهت فهم یک هدف (داناولد، ۱۹۹۷).

 

هوش هیجانی

همزمان با توسعه ی مفهوم هوش هیجانی و گستره ی سازمان و مدیریت و مطرح شدن آن به عنوان یک توانمندی دارای اهمیت انسانی ، تعاریف متفاوتی از آن نیز ارائه شده است ، صاحب نظران ، هوش هیجانی را با توجه به ویژگی ها و کارکردهای آن به صورت زیر تعریف کرده اند:

  • هوش هیجانی اشاره به رفتارهای مربوط به احساسات و توانائی های خود ادراک دارد  (Cleveland,2014,P.10 ).
  • هوش هیجانی (EI) شامل توانایی شناسایی و درک احساسات، با استفاده از احساسات برای تسهیل شناخت، عواطف، درک و مدیریت احساسات می باشد (Schneider et al.,2005,P.853)
  • از نظر بارون، هوش هیجانی آرایشی از استعدادهای غیر شناختی، قابلیت ها و مهارت هائی است که توانائی فرد در سازگاری با شرایط و فشارهای محیطی را افزایش می دهد (طبری و قربانی، ۱۳۸۸، ص ۳۲)
  • هوش هیجانی فرد را ا نظر هیجانی ارزیابی می کند ، به این معنی که فرد به چه میزانی از هیجان ها و احساس های خود آگاهی دارد و چگونه آن ها را کنترل و اداره می کند (ناظم و لاجوردی،۱۳۹۰، ص۱۲۸).
  • از نظر سالووی و مایر ، هوش هیجانی عمدتاً به عنوان توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجان های خود و دیگران ، تمیز قائل شدن میان هیجان ها و استفاده از اطلاعات هیجان ها در حل مسأله و نظم بخشی رفتار تعریف می شود(Mayer & Salovey.1997. P26)
  • از دیدگاه گلمن هوش هیجانی شامل ظرفیت فرد برای قبول واقعیات ، انعطاف پذیری ، توانایی حل مشکلات ، توانایی مقابله با استرس و تکانه ها تعریف می شود . بنابراین گلمن هوش هیجانی را توانایی حفظ انگیزه ، پایداری در مقابل ناملایمات ، کنترل در مقابل تکانش ها ، به تعویق انداختن کامیابی ، همدلی با دیگران و امیدوار بودن می داند ( آقایار،۱۳۸۶،ص۲۲ ) . در تعریف دیگری گلمن اشاره می کند هوش هیجانی مهارتی است که دارنده ی آن می تواند از طریق خودآگاهی ، روحیات خود را کنترل کند ، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد ، از طریق همدلی تاثیر آن ها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد ( دوستار،۱۳۸۵،ص۷۸ ) .
  • بار-آن در تعریف خود از هوش هیجانی آن را مجموعه ای از مهارت ها ، استعدادها و توانایی های غیرشناختی می داند که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (طبری و قربانی، ۱۳۸۸، ص ۳۲) .
  • از دیدگاه بارون۱ ( ۱۹۹۶ ) ، هوش هیجانی یک نمونه از شایستگی های هیجانی و اجتماعی است که تعیین می کند ما نسبت به دیگران و در کنار آمدن با فشارهای و تقاضا های روزانه به چه خوبی می توانیم خودمان را درک و بیان نمائیم .
  • گاردنر در تعرف خود از هوش هیجانی ، معتقد است که هوش هیجانی توانایی فرد در شناسایی و ابراز هیجان ها در خود و دیگران است ( آقایار و شریف درآمدی،۱۳۸۵،ص۲۲ ) .

 

  • خودکارآمدی

  • خودکارآمدی عبارت از قضاوت فرد از خود در مورد توانایی انجام یک عمل ویژه است(هیکی و همکاران، ۱۹۹۲، پندروهمکاران، ۲۰۰۶).
  • خودکارآمدی یکی از مهمترین جنبه های اطلاعاتی در مورد خودمان است. این اطلاعات مربوط به برآورد ما، شخصیت ما و احساس خودکفایی ما می باشد. افراد با حداکثر احساس خودکارآمدی می توانندبطور موثر با موقعیت ها برخورد کنند؛ به عبارتی شایستگی برخورد با موقعیت ها را دارا شوند(لفرانکویس، ۱۹۹۱).
  • خودکارآمدی به قضاوت فرد در باره آنچه فرد فکر می کند، می تواند انجام دهد، نه آنچه انجام داده است گفته می شود(احمدی، ۱۳۸۶).
  • خودکارآمدی باور و توانایی یک نفر در سازمان دهی و اجراکردن دوره هایی است که نیازمند عمل برای مدیریت موقعیت های مربوط به آینده است( بندورا، ۱۹۹۷).
  • خودکارآمدی باور فرد در مورد صلاحیت خویش در عملکرد هایش تلقی می شود(بندورا، به نقل از استاولی، ۲۰۰۲).
  • خودکارآمدی عمومی مجموعه ای از تجربیات مختلف در زمینه "شکست ها و موفقیت ها" می باشد که افراد آنرا به موقعیت جدید انتقال می دهند(شرر و مادوکس، ۱۹۸۲).

 

تاب آوری:

تاب آوری در روانشناسی عبارتست از استعداد و ظرفیت مثبت افراد جهت غلبه بر استرس، حوادث و فجایع، همچنین این واژه برای مقاومت و تحمل پذیری افراد در برابر وقایع منفی آینده نیز بکار می رود( دیوید سون، ۲۰۰۰). تاب آوری ظرفیت بر گذشتن از دشواری پایدار سر سختانه و ترمیم خویشتن است این ظرفیت انسان می تواند باعث شود تا او پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد و بر اساس خود اصلاح گری فکری و عملی انسان در روند آزمون و خطای زندگی شکل می گیرد (مدی و خوشابا، ۲۰۰۵).

فرآیند مقابله و سازگاری موفقیت آمیز با شرایط چالش برانگیز و تهدید کننده زندگی که این فرآیند نه تنها شامل شکست ناپذیری افراد در برابر حالتهای اضطرابی می باشد بلکه موجب می گردد افرادی با قوای روانی و ذهنی بیشتری در مقابل شرایط استرس آفرین مقاومت کنند.

لاتر، سیچتی، بکر(۲۰۰۰)، تاب آوری را به عنوان یک فرآیند پویایی در نظر گرفته اند که موجگب می گردد، زمانی که افراد با مسایل استرس زا و مشکلات مهم زندگی در زندگی خود روبرو می شوند، رفتارهای مثبت انطباقی تر از خود نشان دهند. محققان فوق بر این باورند که تاب آوری موجب می گردد زمانی که افراد با دشوارهای جدی در زندگی روبرو می شوند نتایج منفی را به نتایج مثبت تبدیل کنند. نتایج مثبت یا انطباق مثبت یعنی رفتارهای شایسته و موفقیت آمیز اجتماعی زمانی که افراد در مراحل خاصی از زندگی خود با مشکل یا مسئله ای روبرو می شوند مثلا فقدان آشفتگی های روانی بعد از واقعه آسیب زای ۱۱ سپتامبر ایالت متحده آمریکا.

 

 تاب آوری نوعی مصون سازی در برابر مشکلات روانی، اجتماعی بوده و کارکرد مثبت زندگی را افزایش می دهد که می تواند بوسیله فراهم نمودن افزایش مهارتهای اجتماعی تقویت گردد. مهارت هایی از قبیل برقراری ارتباط، مهارتهای رهبری، حل مسئله، مدیریت منابع، توانایی رفع موانع موفقیت و توانایی برنامه ریزی (بابایی، ۱۳۸۷).

 

 



موضوعات :
ads

دیدگاه ها